صفحه در حال بارگذاري است! لطفا کمي صبر کنيد...
|
ميز بيليارد كه نه "ميز كوچك و حرفهاي بزرگ" كه اومد توي كتابخونه ، بچه هاي كتابخونه كه هيچ ، همه اهل محل جمع شدن تا توي مسابقه شركت كنن! حتي چند تا از موشهاي اين دور و بر هم ميخواستن ثبت نام كنن! سوم وچهارم شهريور بچه هاي كتابخون دور ميز جمع شدن و با هيجان و شور و شوق توي مسابقه شركت كردن .خوشبختانه تا به حال آمار كشته و زخمي به دست ما نرسيده و بالاخره از هر گروه سني دو نفر انتخاب شدن تا به عنوان كتابخوانهاي برگزيده معرفي بشن. اين ماجرا همچنان ادامه دارد....
يه چهره مهربون و آروم كه وقتي وارد كتابخونه شد بچه ها حس كردن توي استاديوم آزادي هستن و صداي جيغ و سوت و دست زدنشون به هوا رفت. حالا فكر كنين اگه اين چهره زياد آروم نبود چي ميشد؟! استاد بهمن عبدي كاريكاتوريست و سازنده انيميشن كلاه نجات كه در طول تابستان نمايش داده ميشد ، مهمان تابستان امسال بود.علاوه بر صحبتهاي آقاي عبدي ، مسابقه كاريكاتور كه همه بچه ها توي اون شركت كردن ، ارتباط تلفني خان جون و يكي از جوجه ها ، نامه خيك نيك و پرسش و پاسخ و ... از برنامه هاي اين روز به ياد موندني بود .
جاي همه شما خالي...!
نميدونم شما پلو خورش رو بيشتر دوست دارين يا مثل كنه چسبيدن رو؟ اصلادوست دارين تو محله ميكروب خان زندگي كنين؟ ياجام جهاني در جواديه رو ترجيح ميدين؟ اصلا بفرمائيد هندوانه به شرط عشق! تعجب نكنين اينها همه اسم كتابهاي طنزي هست كه براي مركز فرستاده شده تا بچه ها اونا رو بخونن و بهش امتياز بدن.اين امتيازها خنده دارترين كتاب سال رو مشخص ميكنه.اونوقته كه يه جايزه بزرگ به نويسنده اون كتاب داده ميشه.امتيازهاي بچه ها خيلي سرنوشت سازه پس خيلي دقت كنين. از يك تا پنج از پنج تا ده از ده تا پانزده از پانزده تا بيست كدوم امتياز واقعيه؟
عبيد و زبير مرادي رو كيه كه نميشناسه؟!دو برادر فعال كه در اردوي يكروزه منظريه حسابي ما رو رو سفيد كردن و از كوچيك تا بزرگ ازشون تعريف كردن وميكنن. عبيد و زبير به خاطر فعاليت در كلاس ادبي از طرف آفرينشهاي ادبي به اردوگاه دعوت شدن و در كنار بچه هاي مراكز ديگه يه روز خوب و فراموش نشدني رو تجربه كردن. عكسها نشون ميده كه اين دو برادر كه حسابي تيپ زده بودن در مسابقات آواز و گل كوچيك و ... بسيار قدر ظاهر شدن!
آن شب نبض كائنات از انتظاري مقدس،مي تپيد و روح خسته و فرسوده عالم انتظار پيشوايي را مي كشيد.سخن از ترسيم سيماي آفتاب بود و صورتگر،كردگار جهان.در آن شب،باغبان آفرينش،بهترين گل هستي را برگزيد تا دنيا را سرمست عطر جانبخش آن سازد.بعد از آن باراني از طراوت باريد و خاك بوي افلاك گرفت.دل ها وسعت يافت و چشم ها چشمه سار سرور شد و عشق و ايمان شفاف تر شد.روز مبعث،روز رويش انديشه هاي ناب،روز مهر و آيينه و مهتاب،را به همه شيفتگان آفتاب،شادباش مي گوييم. |